گفت‌وگو با مهري شيرازي
هيچ وقت نخواستم گريم را در فيلم به رخ بكشم
گروه سينماي ايران-عظيمه كنعاني: تنها بانوي تقدير شده در سي‌ويكمين جشنواره فيلم فجر، طراح و مجري گريمي است كه سال‌ها به چهره بازيگرها رنگ پاشيد تا ما به باور شسته‌رفته‌تري از آنها روي پرده نقره اي دست پيدا كنيم. با مهري شيرازي به گفت و گويي نشستيم كه حاصل آن پيش روي شماست.

در اولين دوره‌هاي برگزاري جشنواره فيلم فجر كه مقارن با دوران دفاع مقدس هم بود، شما هم به سينما مي‌رفتيد؟


- مي‌توانم بگويم من هم تمام فيلم‌هاي جشنواره را با وجود دشواري‌هاي خاص سال‌هاي جنگ، تماشا مي‌كردم. ساكن منطقه شميران بوديم و برف سنگين هميشه مسير را مي‌پوشاند، اما من با مشقت زياد و البته عاشقانه جشنواره را دنبال مي‌كردم.


آن سال‌ها كه جشنواره هنوز بازيگري زن را چندان جدي نمي‌گرفت، هيچ فكر مي‌كرديد كه در سي‌ويكمين دوره آن از شما، آن هم براي فعاليت در رشته‌اي مثل گريم تقدير شود؟


- راستش نه! چنين مسائلي هيچ‌وقت ذهن من را به خود مشغول نكرده است، اما تشويق شدن براي هر كسي و در هر حرفه‌اي خوشايند است. من هم اين مورد توجه قرار گرفتن را هميشه دوست داشته‌ام، اما اين كه جايزه‌اي در كار باشد و مراسمي تحت عنوان بزرگداشت برگزار شود و ... چندان مهم نبود. همواره كار خوب در سينما براي من اهميت داشته است.


شما به عنوان يك طراح گريم، براي انتخاب مجريان كارتان معيار خاصي داريد؟


ابتدا بين طراح گريم و كارگردان گفتماني صورت مي‌گيرد و به اين ترتيب از نظرات يكديگر مطلع مي‌شوند. اين تعامل به منظور هر چه نزديك‌تر كردن بازيگر به نقش است كه ايجاد مي‌شود. طراح، طرح را پياده مي‌كند و مجريان از آن كروكي بر مي‌دارند. از تست گريم عكس گرفته مي‌شود و مجري هم وظيفه اجراي آن را بر عهده دارد. مجريان كارم را از ميان شاگردانم انتخاب مي‌كنم. آموزشگاه من يازده سالي مي‌شود كه تاسيس شده است و مديريت آن هم بر عهده خودم است. بيشترين وقت من صرف تربيت بچه‌هاي جوان براي آينده گريم سينماي كشور مي‌شود. البته در شهرهاي ديگر هم تدريس داشته‌ام كه مدتي‌ است كمتر شده است.


در حال حاضر سطح آموزش گريم در تمام كشور چگونه است؟


- در تمام دنيا خيلي از جوانان هستند كه براي آينده‌شان به سينما فكر مي‌كنند و به طور كلي جذابيت دوربين، يك مقوله جهاني است. سينما  جذب‌كننده است و گريم تنها شاخه‌اي از اين جذابيت است. اشتياق و علاقه به همه بخش‌هاي سينما از بازيگري و كارگرداني گرفته تا فيلمبرداري و تدوين و ... چه در تهران و چه در شهرستان‌ها وجود دارد. به سبب گسترش وسايل ارتباط جمعي و سر و كار داشتن جوان‌ها با مظاهر آن مثل اينترنت و فيلم‌هاي خارجي و ... ديگر نمي‌توان تفاوت زيادي بين تهران و شهرستان از اين منظر قائل شد. البته از آنجا كه متأسفانه تمركز امكانات در پايتخت ديده مي‌شود، جوان‌هاي با استعداد شهرستاني كمتر مجال رشد پيدا مي‌كنند. من در سفرهايي كه به آنجا داشته‌ام شاهد شور و اشتياق آنها براي ياد گرفتن بوده‌ام. آرزوي همه آنها اين است كه روزي به سينما راه پيدا كنند.


كدام يك از بخش‌ها در سينما در كار گريم تأثير بيشتري دارد؟


- يكي از الطاف بزرگ خداوند به من اين بوده است كه در دوران فعاليت حرفه‌اي خودم با كارگردانان بزرگ اين سينما كار كرده‌ام. اين افراد نقش مهمي در نوع پيمايش مسير هنري من داشته‌اند. در واقع يك كارگردان خوب و فهيم و آگاه كه به زير و بم اين سينما آشنا باشد براي تمام عواملش كمك بزرگ و اهرم رشد مهمي به حساب مي‌آيد. وقتي يك كارگردان گريم را به خوبي بشناسد، مي‌تواند با راهنمايي‌هايش از من به عنوان گريمور كار بهتري را نتيجه بگيرد. گذشته از آن، فيلمبردار و نورپرداز خوب بسيار مهم است. نوري كه صحيح طراحي شده باشد و همچنين فيلمبرداري كه به حرفه‌اش آشنا باشد، زحمت گريمور را بهتر به نمايش مي‌گذارد. يك بازيگر وقتي متن را مي‌خواند و خود را در قصه پيدا مي‌كند، با يك ذهنيت شكل گرفته شده از نقش، رو به روي آينه و ميز گريم مي‌نشيند. براي همين وقتي من از او مي‌پرسم به چه زوايايي از كاراكتر دست پيدا كرده است، توضيح او مي‌تواند به خوبي به فكر من جهت بدهد. سينما از نظر من مثل يك پازل است و تك تك قطعات آن بايد به درستي در كنار هم چيده شوند تا تصوير خوبي داشته باشيم. براي به وجود آمدن يك نقش باورپذير و حسي كه از نقش بستن بر پرده سينما القا مي‌شود، گريم هم مانند ساير بخش‌ها داراي سهم است. بنا بر اين همه دست‌اندركاران يك فيلم براي حاصل شدن يك نتيجه مخاطب‌پسند، دست به دست هم مي‌دهند.


گريم را نمي‌توان از يك فيلم حذف كرد. آيا كارگردانان سينماي ايران آنطور كه شايسته است، به اين امر واقف اند؟


- نه تنها من، بلكه همه كساني كه دارند در سينما كار مي‌كنند، دوست دارند با يك فرد حرفه‌اي كار كنند و اين تمايل يك امر بديهي است. خوشبختانه ما در سينماي خودمان از اين افراد كم نداريم. وقتي يك كارگردان حرفه‌اي يا يك قصه خوب به ما رجوع مي‌كند،  دليلي براي رد كردن وجود ندارد. اين عزيزان كساني هستند كه به تك تك بخش‌هاي كار اهميت مي‌دهند و هر كدام را با وسواس تمام برمي‌گزينند. مديريت كردن اين تركيب و نظارت بر درست در كنار هم قرار گرفتن‌شان، موضوع مهمي است كه يك كارگردان كاربلد از آن غافل نمي‌شود.  البته بايد گفت عكس اين ماجرا هم در سينما ديده مي‌شوند و هستند كارگردان‌هايي كه پس از انتخاب تمام عوامل، به فكر دعوت كردن طراح گريم مي‌افتند. ممكن است گريم از نظر آنها صرفاً يك آرايش باشد.


شما براي رسيدن به يك طراحي صحيح، بايد به بازيگري هم آشنا باشيد؟


- قطعاً همين‌طور است. اگر يك گريمور به ساير حرفه‌هاي سينما يك اشراف نسبي نداشته باشد، نمي‌تواند موفق باشد. من به عنوان يك طراح گريم الزاما بايد نور را بشناسم. اين هنر به قدري ظرافت دارد كه انتخاب يك عكاس نابلد مي‌تواند در آن خلل ايجاد كند. زماني كه كار در مراحل اوليه به سر مي‌برد و من طراحي خودم را تازه پياده كرده‌ام، يك عكس خوب  به معناي تكمله كار من است تا اين طراحي در تمام طول كار به عنوان مرجع قرار بگيرد. وقتي عكاس نور را نمي‌شناسد و سايه‌هايي را كه مي‌خواهم به من نمي‌دهد، ممكن است ضربه جدي براي كار من به حساب بيايد. عكاس‌هاي فيلمي داشته‌ايم كه اصلاً توجيه نبوده‌اند كه عكاسي سينما چيست و عكسي شبيه عكس آتليه و رتوش شده به من تحويل داده‌اند. عكس بايد سايه‌كاري‌هاي گريمور را در خود داشته باشد و همان چيزي را نشان دهد كه من توي آينه ميز گريمم داشتم. بنا بر اين يك كارگردان حرفه‌اي با انتخاب زيرمجموعه حرفه‌اي كار را با همه عوامل خود ساده‌تر مي‌كند. مهم اين است كه همه چيز براي او در جايگاه خودش اهميت داشته باشد و قائل به هيچ درجه‌بندي‌اي از لحاظ مهم بودن نباشد.


دو جايزه از جوايز شما براي فيلم‌هاي خانم‌ها بني‌اعتماد و حكمت بوده است. آيا براي بانوان سينما با اشتياق بيشتري كار مي‌كنيد؟


- نه واقعاً تفاوتي نمي‌كند. البته چون خودم يك خانم هستم، خيلي دوست دارم كه خانم‌هاي حرفه خودم هر چه بيشتر مطرح باشند. ما در اين عرصه خانم‌هاي موفقي داريم كه خوشبختانه تعدادشان هم كم نيست. من با همه كارگردان‌ها زن سينما كار كرده‌ام و اين موضوع خوشحال‌كننده‌اي براي خودم هست. هميشه از اينكه رشد خانم‌ها را در سطح جامعه و به خصوص سينما ببينم، خرسندم و ما علاوه بر بانوان كارگردان مطرح، در ساير بخش‌ها هم عوامل خوبي از خانم‌ها سراغ داريم و شايد من نمونه كوچكي از جمع آنان باشم كه مورد تقدير قرار مي‌گيرم. هميشه اعتقاد من بر اين بوده كه كار من مثل بچه من است و بايد به درستي بزرگ و تربيت شود. فرقي نمي‌كند كار، تله باشد يا سينمايي. من براي يك كارگردان جوان همان انرژي را مي‌گذارم كه براي يك فرد پيشكسوت و مطرح. چون معتقدم امضاي من پشت اين كار قرار گرفته است.


شما سال‌ها در تلويزيون هم مشغول بوده‌ايد. آيا بين گريم سينما و تلويزيون تفاوت هست؟


- من در حال حاضر بازنشسته صدا و سيما هستم و معتقدم گريم آن در مقايسه با سينما تفاوت چشمگير خاصي ندارد. يك چارچوب‌هاي خاصي است كه در همه جا بايد رعايت شود. مثلاً يك گريم قابل قبول هيچ‌وقت نبايد روي صورت بازيگر به چشم بيايد. در حال حاضر سبك فيلمبرداري ما و همچنين وجود تلويزيون‌هاي بزرگ در منازل كه فرق زيادي با پرده سينما ندارد، ايجاب مي‌كند همان دقتي را كه در سينما خرج مي‌كنيم براي تلويزيون هم داشته باشيم.


آيا مواد مورد استفاده در گريم در كشور خودمان توليد مي‌شود؟


- خير. متأسفانه در ايران هيچ شركت توليد كننده خاصي وجود ندارد و متريال از خارج وارد مي‌شود. با قيمت‌هاي گزافي هم به دست ما مي‌رسد و همين امر موانعي را براي ما به وجود مي‌آورد. پيش مي‌آيد كه ما بر سر كار باشيم و معطل يك ماده براي گريم. البته نبودن و نداشتن، هميشه مولد بروز خلاقيت است.


مي‌توانيد تحليلي از جايگاه گريم ايران در قياس با سينماي جهان داشته باشيد؟


- اصلاً قابل مقايسه نيست. اساساً سينماي ما با جهان قابل مقايسه نيست و نه تنها در رشته گريم، در خيلي شاخه‌ها ما از امكانات آنها بي‌بهره‌ايم. پس وقتي اين عدم دسترسي‌ها وجود دارد، چه دليل براي مقايسه كردن است؟ پيش آمده است كه ما براي متريال اوليه كارمان لنگ بوده‌ايم، پس چه جاي اين حرف‌هاست؟


آيا هنر يك گريمور تنها در گريم‌هاي سنگين متجلي مي‌شود؟ به عبارت ديگر تنها طراحي‌هاي عجيب و غريب است كه به جايزه منتج مي‌شود؟


- گاهي قصه‌اي جاي كار دارد و اقتضاي كار يك گريم سنگين است، اما هيچ وقت به عنوان يك طراح به جايزه فكر نكرده‌ام. هرگز نمي‌شود كه يك گريمور حرفه‌اي به نيت كانديد شدن، طراحي عجيب و غريبي را پياده كند. مثل كور كردن چشم يك معتاد يا كج و كوله در آوردن بيني او! به نظرم چنين كاري به رخ كشيدن گريم است و هيچ‌وقت موافق اين قضيه نبوده و نيستم. سينما به ذات خود توانايي‌هاي يك گريمور واقعي را به نمايش مي گذارد و نيازي به اين تلاش‌هاي اضافه نيست. افرادي كه سال‌ها در اين سينما كار كرده‌اند، قابليت‌هايشان به بهانه‌هاي مختلف به محك گذاشته شده است و كم كم همه متوجه مي‌شوند چه كسي براي چه كاري مناسب است. اگر روزي جايزه و جشنواره ملاك كار من باشد، به بيراهه رفته‌ام.


آيا پيش آمده كه بر سر مسائلي از اين دست با كارگردان دچار اختلاف بشويد؟


- بله. مسلما پيش مي‌آيد، اما من نقش اين چالش‌ها را در پيشبرد كار و رسيدن به يك هدف مشترك، خيلي مؤثر مي‌دانم. معتقدم اگر آن كارگردان من نوعي را به عنوان يك كارشناس انتخاب كرده است و ورود من به گروه تحميلي نبوده، قطعاً نظريات من قابل پذيرفتن است. همچنين اگر من از كار كردن با اين كارگرداني كه عقبه‌اش را مي‌دانم، خوشحالم، چنين چالشي را نشأت گرفته از سواد او قلمداد مي‌كنم و از اينكه چنين توجهي به كار دارد، خوشحال مي‌شوم. البته پيش مي‌آيد كه كارگرداني بخواهد نظر خود را به زور به كار تزريق كند و شايد هم ايده نادرستي نباشد. چون به هر حال او به عنوان كارگردان كليتي را در ذهن دارد كه ممكن است من كمتر به آن رسيده باشم. در اين حالت من هم مي‌پذيرم، چون همه ما در جهت ساخت يك فيلم خوب قدم برمي‌داريم.


آيا مي‌توانيد به نام كساني به عنوان بهترين گريمورهاي جهان اشاره كنيد؟


- هاليوود به طور كل قدرتمند است، اما حتي از آمريكا هم نمي‌توان فرد خاصي را به عنوان بهترين گريمور معرفي كرد. كما اينكه چند سال قبل جايزه بهترين گريم را كسي از اسپانيا از آن خود كرد.


آيا داوري‌هاي جشنواره در بخش گريم تخصصي است؟


- من در خيلي از دوره‌ها كانديد بوده‌ام، اما هيچ‌گاه از اينكه جايزه نگرفته‌ام، مكدر نشدم. به اين دليل كه معتقدم هيأت داوري چه در بخش گريم و چه در ساير بخش‌ها خيلي اوقات سليقه‌اي عمل مي‌كند. پس از اول هم هيچ دلبستگي خاصي براي من ايجاد نشد.


شما به عنوان كسي كه در دانشگاه سوره اصفهان هم تدريس داشته‌ايد، چرا هنگاميكه لوكيشن در شهر ديگري مثل همين اصفهان قرار دارد، از هنرجوهاي آنان استفاده نمي‌كنيد؟


- واضح است كه من از ميان افرادي دست به انتخاب بزنم كه مي‌شناسم‌شان و به مهارت‌هاي آنان آگاه هستم. كار حرفه‌اي در سطح سينما، براي من جاي تمرين و محك زدن نيست. رزومه كاري و استادي كه به فرد هنر را آموخته است، اهميت زيادي دارد. من خيلي متأسف هستم از اين جريان جديدي كه به راه افتاده است و تهيه‌كنندگان صرفاً به خاطر ارزان تمام شدن كار، از افراد غيرحرفه‌اي استفاده مي‌كنند. سرعت رشد سينما به شدت بالاست و امروز جاي اين ريسك كردن‌ها نيست. اسكاري كه فرهادي براي ما آورد، قدم خيلي بلندي بود كه زبان من از توصيف اهميت آن قاصر است. پس براي تداوم اين افتخارها بايد به سينما جدي‌تر نگاه كنيم. سينما جاي آزمون و خطا نيست و جوان‌ها بايد از راه درست وارد شوند. اين هنر يكي از سخت‌ترين حرفه‌هاي دنياست و نمي‌توان راه صد ساله را يك شبه رفت. من و همكاران پيشكسوتم در جواني وقتي در يك موقعيت كاري قرار مي‌گرفتيم، نهايت تلاش‌مان را مي‌كرديم كه به بهترين شكل از آن استفاده كنيم و خلاصه آنكه كار نيكو كردن از پر كردن است.

 

شناخت نامه
مهري شيرازي در سال 1338 در تهران متولد شد. او بعد از بيست و پنج سال خدمت در زمينه گريم از سازمان صدا و سيما بازنشسته شد و به فعاليت در سينما مشغول شد و در جشن صد سالگي سينما برنده تنديس بهترين چهره پردازي براي فيلم «زير پوست شهر» (رخشان بني اعتماد) شد و در ششمين جشن سينماي ايران برنده جايزه بهترين چهره پردازي براي فيلم «زندان زنان» (منيژه حكت) گرديد. او همچنين در اولين جشن سينماي آزاد ايران جايزه اي براي فيلم «طلوع تاريك» (ابراهيم شيباني) در رشته بهترين چهره پردازي دريافت نمود شيرازه علاوه بر فعاليت حرفه اي به تدريس در هنرسراي گريم، دانشگاه سوره اصفهان و آموزشگاه هاي آزاد مشغول است.
از فيلم‌ها:
۱ - سن پترزبورگ (۱۳۸۸)، ۲ - گل بارون (۱۳۸۸)،۳ - صداها (۱۳۸۷)،۴ - عصر روز دهم (۱۳۸۷)
۵ - فرود در غربت (۱۳۸۷)،۶ - كارناوال مرگ (۱۳۸۷)،۷ - موش (۱۳۸۷)،۸ - تلافي (۱۳۸۶)،۹ - در شهر خبري نيست، هست (۱۳۸۶)،۱۰ - قرنطينه (۱۳۸۶)،۱۱ - ماه وش (۱۳۸۶)،۱۲ - محافظ (سياهي روشن است) (۱۳۸۶)،۱۳ - ارابه مرگ (۱۳۸۵)،۱۴ - بچه هاي ابدي (۱۳۸۵)،۱۵ - دستهاي خالي (۱۳۸۵)،۱۶ - سه زن (۱۳۸۵)،۱۷ - عاشق (۱۳۸۵)،۱۸ - محاكمه (۱۳۸۵)،۱۹ - مقلد شيطان (۱۳۸۵)،۲۰ - ميم مثل مادر (۱۳۸۵)،۲۱ - هدف اصلي (۱۳۸۵)،۲۲ - باغ فردوس، پنج بعد از ظهر (۱۳۸۴)،۲۳ - چه كسي امير را كشت (۱۳۸۴)،۲۴ - روياي خيس (۱۳۸۴)،۲۵ - شام عروسي (۱۳۸۴)
۲۶ - نوك برج (۱۳۸۴)،۲۷ - زن زيادي (۱۳۸۳)،۲۸ - كافه ستاره (۱۳۸۳)،۲۹ - گل يخ (۱۳۸۳)،۳۰ - مجردها (۱۳۸۳)،۳۱ - شمعي در باد (۱۳۸۲)،۳۲ - عروس افغان (۱۳۸۲)،۳۳ - معادله (۱۳۸۲)،۳۴ - هيام (۱۳۸۲)،۳۵ - دختر ايروني (۱۳۸۱)،۳۶ - دوشيزه (۱۳۸۱)،۳۷ - زهر عسل (۱۳۸۱)،۳۸ - عشق فيلم (۱۳۸۱)،۳۹ - واكنش پنجم (۱۳۸۱)،۴۰ - شب يلدا (۱۳۸۰)،۴۱ - نيمه پنهان (۱۳۸۰)،۴۲ - رقص با رويا (۱۳۷۹)،۴۳ - زندان زنان (۱۳۷۹)،۴۴ - زير پوست شهر (۱۳۷۹)،۴۵ - فوتباليستها (۱۳۷۹)،۴۶ - دختران خورشيد (۱۳۷۸)،۴۷ - دو زن (۱۳۷۷)،۴۸ - بانوي ارديبهشت (۱۳۷۶)،۴۹ - گارد ويژه (۱۳۷۴)،۵۰ - ديدار (۱۳۷۳)،۵۱ - آنها هيچكس را دوست ندارند (۱۳۷۲)